داغ‌ترین پرونده‌ها:
حجت‌الاسلام نامخواه در گفتگو با نسیم آنلاین:

اعتراض شرط و امکان ایجاد «جامعه قدسی» است/ از آنارشیسم دی ماه ۹۶ به وندالیسم آبان ۹۸ رسیده‌ایم/ درک معوج از ولایت فقیه، در اثر رسوبات فکری متحجران و محافظه کاران است

حزب‌اللهی‌ها دغدغه فهم حوادث آبان ماه را ندارند
۱۰ آذر ۱۳۹۸ - ۱۳:۴۵
نویسنده/خبرنگار: علیرضا فقیهی‌راد
تایید تصمیم سران قوه، باعث انسداد باب نقد نیست که اگر باشد، با همین منطق باید بسیاری از مصوبات قوه مقننه هم همین حکم را داشته باشند حال آن که چنین نیست و خود رهبری صراحتا بر علیه برخی از آن ها حرف زده اند، مثل پرداخت های قانونی اما نجومی

نسیم آنلاین؛ حسین رضایی: حجت الاسلام مجتبی نامخواه جامعه شناس و پژوهشگر انقلاب اسلامی در گفتگوبا نسیم آنلاین اتفاقات اخیر را از منظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار داد و گفت: واقعا جای تعجب دارد در میانه میدانی که می تواند به نابرابری اجتماعی ضربه جدی وارد کند و عقب ماندگی ما را در عدالت عمیق تر کند، در میانه میدانی که می بینیم اعتراض اجتماعی، این مهم ترین امکان جامعه برای تعالی و تقدس چگونه به یکی از دو محاق نظم گرایی و آنارشیسم فرو می غلطتد، باز هم مسئله غالب در میان ما حزب اللهی ها فهم اصل این رویداد و میدان نیست.

حزب‌اللهی‌ها دغدغه فهم حوادث آبان ماه را ندارند

وی در ادامه افزود:‌ من این سو آن سو، در نوشته های منتشر شده در رسانه های رسمی، در گپ و گفت های مجازی و حضوری، در دعوت هایی که می شود، ندیدم محافل حزب اللهی برای درک آنچه در حال روی دادن است مسئله و دغدغه داشته باشند و همه بحث ها حول بررسی منطق تایید رهبری شکل گرفته است. آخر چطور می شود از فهم اصل مسئله غفلت و حتی فرار کرد ولی برای تحلیل بخشی از مسئله این همه تکاپو داشت؟ من گمان می کنم این مسئله، این که حزب الله بدون تلاش برای درک اصل یک مسئله، همه تلاش خود را معطوف به درک منطق رهبری می کند با منطق خود رهبری در تضاد است! بنابراین بحث اولم این است یک درک معوج از ولایت و ولایت فقیه، که در اثر رسوبات فکری متحجران و محافظه کاران به وجود آمده، برجسته شده و تا حدود زیادی فراگیر شده ما را از فهم مسئله و میدان بازداشته و به مباحثات مدرسی درباره منطق فلان موضع رهبری کشانده است. معتقدم  این یک درک ثبات گرا و سلطنتی از ولی فقیه است که فی المثل اقرار و اعتراف و اعتذار بابت عقب ماندگی در عدالت را که مستلزم ایجاد تغییراتی در مناسبات موجود است را نمی بیند ولی به مواضع رهبری درباره مسئله گرانی اخیر بنزین را به ثبات گراترین وجه فهم می کند و چند روزی است در رسانه هایشان، در بولتن هایی که در پلتفرم خبرگزاری و غیره منتشر می کنند، حتی از روزنامه ایران هم بیشتر زوایای مختلف طرح مدیریت مصرف سوخت را توجیه می کنند! همه مواضع عدالتخواهانه و تغییرخواهانه رهبری را فراموش می کنند ولی اگر رهبری موضعی بگیرند که ظرفیت تفسیرهایی برای حفظ وضع موجود را داشته باشد، جشن می گیرند!

درک معوج از ولایت فقیه، در اثر رسوبات فکری متحجران و محافظه کاران است

حجه الاسلام نامخواه در ادامه به چرایی حمایت رهبری اشاره کردند و گفتند: به نظرم چندان پیچیده نیست، تصمیمی گرفته شده که کلیت زندگی مردم را دستخوش دگرگونی می کند ولی کسی مسئولیت آن را برعهده نمیگیرد. مسئولان دولتی که همواره علیه تک تک مراحل و فرایندها و سازوکارهای این طرح در دولت گذشته صحبت و اقدام کرده اند، حالا به یکباره آن را اجرا می کنند و مردم این تناقض را می بینند و می‌فهمند. این تناقض ممکن است در سطح سیاسی و رسانه‌ای صرفاً چپق رقیبان را چاق کند اما در سطح اجتماعی هزینه های به مراتب سهمگینی دارد و سرمایه اجتماعی مورد نیاز برای حکمرانی را عمیقا تحلیل می‌برد. رئیس دولت و وزیر نفت دارند کاری را انجام می‌دهند که دیروز در مصاحبه ها و مناظره ها آن را نقد و حتی فراتر از آن را طعن می‌کردند. دیروز عالی ترین مقام اجرایی کشور به رغم در اختیار داشتن این همه تریبون، لازم می دید علیه بنزین دو نرخی توییت کند و به مردم بگوید که این خط مشی گذاری تولید فساد می‌کند و حالا بدون هیچ توضیحی همان کار را می‌کند. ممکن است این تغییر نگرش دلیلی داشته باشد. این قبیل امور که از بنیان‌های اعتقادی نیستند که  تغییرشان قبح چندانی داشته باشد. اگر صادقانه با مردم صحبت شود، استدلال شود که چرا دیروز آن را گفتم و امروز این را، حتی اگر گفته شود اشتباه کردم و بعد از تجربه چند سال ریاست دولت متوجه شدم یا اگر گفته شود اجبار شرایط کشور ما را به این تصمیم رسانده، به نظرم مردم بهتر کنار بیایند و قبول کنند تا این که بی هیچ توضیحی از کنار آن بگذرند. سر جمع این تناقض‌ها، بر سر سرمایه اجتماعی نظام و نه صرفا دولت، آوار می‌شود. این سوای تاثیرات اقتصادی است.

این جامعه شناس در ادامه گفت: به هر حال تصمیمی گرفته شده است که نه فقط بستر اقناعی لازم را ندارد بلکه سرمایه اجتماعی نظام را هم به تحلیل می برد و بالاتر از این، در وجهی عجیب حتی در بدو و حین اجرا، از مسئولیت انجام آن شانه خالی می شود. چند روز پیش خبرگزاری رسمی دولت مطلبی منتشر کرد که این طرح ایده دولت نبود و در شورای سران سه قوه، توسط ریاست یکی دیگر از قوا مطرح شده! دیگر روسای قوا هم مسئولیت آن را قبول نمی کنند، حتی بخش های دیگر حاکمیت مثل مجمع تشخیص اطلاعیه می دهد و اعلام برائت می کند! بر سر یک تصمیم، کلیت حکمرانی در حال از تضعیف و حتی اقدام علیه خود است. در این میان بهترین تصمیم چیست؟ جز توجه دادن سه قوه به مسئولیت شان و در عین حال در وضع مسئولیت گریزیِ کنونی، بر عهده گرفتن مسئولیت تصمیم؟ این کاری است که رهبری انجام دادند.

حجه الاسلام نامخواه به وجه دیگر موضع رهبری اشاره کرد و گفت: موضع رهبر انقلاب البته جزء دیگری هم داشت و آن تصریح به وجود نظرات کارشناسانه دیگری که درست بر خلاف این تصمیم هستند. این به این معناست که اگر چه حسب سازوکارهای موجود این تصمیم اتخاذ شده ولی خلاف آن هم یک نظر کارشناسی است. نباید به تضعیف حکمرانی کمک کرد چرا که مآلا به ضد خود کمک می کند و مطلوب کسانی است که در پی مفری برای رفع مسئولیتند. ولی به رسمیت شناخته شدن نظر مخالفان این طرح یعنی اگر چه در سطح تصمیم گیری این تصمیم اتخاذ شده اما آن نظر دیگر در سطوح تصمیم سازی همچنان می تواند فعال باشد. به علاوه تایید تصمیم سران قوه، باعث انسداد باب نقد نیست که اگر باشد، با همین منطق باید بسیاری از مصوبات قوه مقننه هم همین حکم را داشته باشند. حال آن که چنین نیست و خود رهبری صراحتا بر علیه برخی از آن ها حرف زده اند، مثل پرداخت های قانونی اما نجومی.

از آنارشیسم دی ماه ۹۶ به وندالیسم آبان ۹۸ رسیده‌ایم

این پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی با مقایسه اتفاقات دی ماه ۹۶ با وقایع آبان ۹۸ گفت:‌ گمان می کنم چارچوب تحلیل رویداد ۹۸ نیز کم و بیش همان دوگانه اعتراض-اغتشاش دی ماه ۹۶ است. با این تفاوت که ماهیت اغتشاش ۹۶ بیشتر یک آنارشیسم حاد بود ولی در ۹۸ ما شاهد آن هستیم که یک وندالیسم گسترده بروز و ظهور کرده است. آن آنارشیسم چیست و این وندالیسم چگونه با آن پیوند خورده مستلزم بحث مفصل و مطولی است؛ بحث و فحصی مستقل که مسئله آن فهم رویداد باشد. اما اجمالا عرض کنم یک محافظه کاری، ثبات گرایی و امنیت گرایی افراطی، مستمر و تشدید شونده، امکان اعتراض را از جامعه سلب کرده و مشارکت غیرانتخاباتی گروه های مختلف اجتماعی را به شدت کاهش داده و حتی منتفی کرده است.

حجت الاسلام نامخواه در ادامه به وقایع دی ماه ۹۶ اشاره کرده و گفت: من این فرصت را پیدا کردم که رویدادهای ۹۶ را با دقت بیشتری مطالعه کنم. حتی با همکاری معاونت یا بخش اجتماعی نیروی انتظامی یکی از شهرها، با تعدادی از دستگیرشدگان به تفصیل گفتگو کردیم. در آن مطالعه متوجه شدم ما با بخشی از طبقه متوسط مواجهیم که در اثر ناکارآمدی سیاست های بازتوزیع ثروت، دچار تحرک طبقاتی معکوس شده است و به طبقه پایین تر فروغلطیده است. آن چه باعث رونق آنارشیسم در میان این گروه ها شده این بود که آن ها امکان مشارکت در تعیین سیاست های بازتوزیع ثروت را ندارند و حتی حق اعتراض هم ندارند. حالا اما احتمالا استمرار این تحدید اعتراض، باعث شده آن آنارشیسم حاد، حادتر شود و به بروز این وندالیسم گسترده منتهی شود. تحلیل امنیتی و سیاسی یک رویداد، این که یک شبکه تخریب گسترده و وابسته شکل داده اند، این که یک عملیات امنیتی بوده در جای خود و در لایه خود درست است اما جای تحلیل اجتماعی را نمی گیرد. این نگرانی هست که اگر مواجهه با این خشونت و وندالیسم و اگر صرفا به امر سیاسی و امنیتی محدود شود، اگر تحلیل اجتماعی نشود، اگر به راهکارهای انتقادی در جهت توسعه امکان اعتراض منتهی نشود، در چرخه ای تکراری بیافتد و بیش از پیش تشدید و لاینحل شود. فراموش نکنیم از نظر الهیاتی و بر اساس روایت امیرالمومنین ع از پیامبر ص، اعتراض شرط و امکان ایجاد جامعه قدسی است.

اخبار مرتبط
کلید واژه
بنزین اعتراضات افزایش قیمت بنزین سهمیه‌بندی بنزین اغتشاش ولایت فقیه آزادسازی قیمت بنزین ولایتمداری مجتبی نامخواه
نظرات