داغ‌ترین پرونده‌ها:
مصطفی فاروئی فیروزی

چرا حمله آمریکا تنها یک «توهم» است؟

۲۵ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۹
نویسنده/خبرنگار: نسیم آنلاین
جنگ با آمریکا خیلی نزدیک و خیلی خطرناک است!» این پیامی است که این روزها از ماشین جنگی رسانه های داخلی و خارجی دشمن به ذهن ایرانیان منتقل می شود.

نسیم آنلاین: مصطفی فاروئی فیروزی در شماره جدید(۶۴) نشریه راه نوشت: جنگ با آمریکا خیلی نزدیک و خیلی خطرناک است!» این پیامی است که این روزها از ماشین جنگی رسانه های داخلی و خارجی دشمن به ذهن ایرانیان منتقل می شود.

 رهبرانقلاب اما در چندین نوبت درباره این موضوع اعلام موضع کرده و فرموده اند که جنگ نمی شود. در سوی دیگر، گاه از سوی برخی مؤثرین سیاسی با اظهارنظرهای عجیب و غریبی از این قبیل مواجهیم که «آمریکا نمی تواند کاری علیه ما بکند؛ مگر اینکه از سلاح غیرمتعارف بهره ببرد!» اما آیا استفاده امریکا از بمب هسته ای علیه ایران ممکن است؟ و فراتر از آن آیا اصلا ممکن است آمریکا وارد هرنوع جنگی با ایران شود؟»؛ «در جنگ بعدی حتی یک تیر چراغ برق هم در ایران سالم نمی ماند»؛ «آمریکا می تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار بیندازد»؛ «آمریکا توانایی نابود کردن ایران را ندارد مگر اینکه از سلاح های ممنوعه استفاده کند» و ....

 ارزیابی دانش علوم سیاسی از قدرت تحلیل گوینده این جملات چیست؟ تصور کنید ترامپ یا بولتون در تلویزیون ظاهر شود و بگوید اگر ایران بر سر عقل نیاید، ما به آنها حمله هسته ای خواهیم کرد! چه اتفاقاتی ممکن است پس از این مصاحبه خیالی رخ دهد؟ دقایقی بعد یورش نامزدهای حزب مخالف به دولتی که ادعای مخالفت با جنگ داشت، شروع خواهد شد و به ساعت نرسیده ، تمامی دولت های غربی و حتی سازمان ملل متحد آن را محکوم خواهد کرد. در صورت چنین اشتباه فوق استراتژیکی، واکنش جمهوری اسلامی ایران و خصوصا رهبر آن از همه شنیدنی تر و دیدنی تر خواهد بود؛ البته دلایل عدم استفاده آمریکا از تهدید هسته ای علیه ایران اینها نیست. آمریکا به دلایل متعددی نمی تواند علیه ایران سلاح هسته ای به کار گیرد.

تهدیدی به نفع رقبا و تهدیدشونده!

چنین تهدیدی بیشتر برای رقبای آمریکا مفید خواهد بود؛ به طور مثال اگر مناقشة اوکراین دوباره بالا بگیرد، روسیه هم می تواند از تهدید هسته ای استفاده کند یا چین میتواند اظهار کند که تایوان باید استان بیست و سوم چین شود؛ در غیر این صورت به آن حمله اتمی خواهد کرد. شاید در مسئله جدایی اسکاتلند از انگلیس، ملکه بریتانیا از همین تهدید علیه رعایای خود استفاده کند. بالاخره اگر باب تهدید برای حل مناقشات جهانی باز شود. دیگر دارندگان سلاح هسته ای نیز محق خواهند بود.

اگر آمریکا ایران را به حمله هسته ای تهدید کند، حرکت ایران را به سمت سلاح اتمی مشروعیت خواهد داشت. درست است که ما از نظر مبنایی به دنبال سلاح اتمی نیستیم؛ ولی از نظر دانشمندان روابط بین الملل و بازیگران جهان، طبق نظریه بازدارندگی، این اصلی اساسی و مقبول است که تهدید هسته ای ایران به ساخت سلاح هسته ای به صورت آشکار یا پنهانی منجر میشود. آمریکا با این تهدید، باید همیشه منتظر رونمایی از نسل جدید موشک های ایران با کلاهک هسته ای بماند؛ یعنی برای جلوگیری از یک فاجعه هسته ای محتمل، باید فاجعه بزرگ ترهسته ای ایجاد کند؛ البته این به ایران منحصر نخواهد ماند.

تهدید اتمی هر کشوری در جهان برای همه کشورها داشتن بمب اتمی را مشروعیت می بخشد. بالاخره هر کشوری منافع متعارض متنوعی با همسایگان با قدرت های بزرگ جهان دارد. اگر در یک منانکه معمولی از تهدید هسته ای استفاده شود، احتمالا ظرف چند روز، صدها دستور فوق سری به زبان های مختلف در سراسر جهان برای شروع تحقیقات ساخت بمب هسته ای صادر خواهد شد.

 آغاز جنگ بین صاحبان کلاهک هسته ای

کوچکترین تهدید اتمی ایران نه فقط برای ما بلکه برای همه بازیگران بین المللی، یعنی علاوه بر خداحافظی با برجام، مهر پایان بر کنوانسیون منع گسترش سلاح های هسته ای. بسیاری معتقدند که جنگ جهانی هسته ای، آینده محترم جهان ماست اما چه کسی جلوتر از دیگران علاقه مند است که سر شوخی را باز کند؟ مهمترین اصل استفاده از بمب هسته ای، اصل غافلگیری است، پس در صورت اولین تهدید، تهدید کننده ناامن ترین کشور
جهان خواهد بود و تهدیدشده ، امن ترین کشور به ویژه اینکه تهدیدکننده این داستان فرضی یعنی آمریکا، قبلا اراده خود در استفاده از سلاح هسته ای علیه کشوری دیگر را نشان داده است و می تواند به عنوان تهدیدی بالفعل برای سایر کشورهای دارنده سلاح هسته ای مخصوصا روسیه و چین قلمداد شود. در این شرایط بهترین و تنها راه نجات کشورهای بزرگ دارنده سلاح هسته ای، حمله پیشدستانه خواهد بود، چرا که وقتی آمریکا علیه کشوری که سلاح اتمی ندارد از ابزار تهدید استفاده میکند، قطعا در برابر کشوری که سلاح هسته ای دارد، از حمله غافلگیرکننده پیشدستانه در یک جنگ نابودکننده تمام عیار استفاده خواهد کرد تا فرصت جبران را به طرف مقابل ندهد. پس اگر آمریکا ایران را فقط تهدید هسته ای بکند، از فردا می تواند منتظر موشک های قاره پیمای روسی یا چینی به مراکز هسته ای خود و شروع یک جنگ تمام عیار نابود کننده باشد.

توجه کنید که طبق بیشترین برآوردها، حدود ۱۵ هزار بمب اتم در دنیا وجود دارد. این در حالی است که برای نابودی کامل دنیا به حدود یک میلیون و دویست هزار بمب اتمی نیاز است. مشخص است که شروع کننده حمله هسته ای، ابتدا مراکز هسته ای و قرارگاه های نظامی دشمنان هسته ای خود را مدنظر قرار خواهد داد و زمان را برای کشورهایی که امکان ضربه متقابل ندارند، . هدر نمی دهد. این گونه است که از منظرعلوم سیاسی داشتن بمب اتم در جهان امروز تهدید به حساب می اید ونه مزیت؛ اما متاسفانه ترس برادر مرگ است. اگر به ماحمله هسته ای بشود، چگونه از خود دفاع کنیم ؟ این سؤالی است که در صورت باز شدن ادبیات تهدید هسته ای، از نخست وزیر کانادا گرفته تا پادشاه برونئی به آن فکر خواهد کرد. پس جواب های ناهمگون وغیر یکسان به این سؤال، وضعیت آشوب در جهان را دوچندان خواهد کرد.

 

تکیه گاهی به نام بازدارندگی

وضعیت اسفبار زندگی و عقب ماندگی تکنولوژیک کره شمالی به همه یادآور می شود که ساخت بمب اتمی آن قدرها هم پیچیده نیست. آمریکا که خود را یکه تاز ساخت و استفاده از بمب های هسته ای می دانست، تنها۶ سال پس از جنگ جهانی دوم با آزمایش موفق اتمی شوروی مواجه شد. بعد از آن فرانسه و چین و انگلیس هم به آنها بودند. هند و پاکستان و رژیم صهیونیستی هم دارند و کره شمالی هم به تکنولوژی ساعت آن دست یافت و چند بار هم آن را آزمایش کرد. با پایان بافتن عصر جنگ ستارگان و آشکار شدن ضعف ها و آسیب پذیری همه کشورها، استفاده از تهدید هسته ای علیه هر کشوری از جمله ایران وضعیت آنارشیک موجود را تقویت می کرد. بازدارندگی و اساسی ترین چارچوب نظری برای تحلیل وضعیت ساختار دوقطبی جهان پس از جنگ جهانی دوم و توجیه کننده وضعیت مسابقه تسلیحاتی غرب و شرق در زمینه گسترش و ارتقای کرمی سلاح های کشتار جمعی محسوب می شد.

بنابراین برخلاف تصور عامیانه، مهم ترین عامل و کنش در این نطریه، نه استفاده از بمب اتمی بلکه «تهدید به استفاده از آن است. عامل تاثیرگذاری، نه حوزه عمل، بلکه «تصور» آن است که توام با انتظار وقوع یک عکس العمل مشابه ، در نهایت درباره تهدیدکننده نیز پدید می آید. در رابطه با اجرای سیاست اعمال تهدیده دو مرحله اساسی وجود دارد

١- قانع کردن افکار عمومی و کشورهایی که همکاری آنها برای اجرای این سیاست ضروری است، از طریق دیپلماسی و چانه زنی

۲.اتخاذ تصمیم

در موضوع اول یعنی اقناع افکار عمومی باید به این موضوع اشاره کرد که ترامپ به دلیل شعارهای ضدجنگ رأی آورد و از ترس حمله جنبش های ضدجنگ حتی با وجود سرنگونی پهپاد آمریکایی توسط ایران از جنگ با ایران حرفی نمی زند. اگر ایران را به حمله با سلاح های ممنوعه حتی تهدید هم بکند، او را در خود آمریکا مورد هجمه گسترده قرار خواهند داد.

رقبای او در حزب دموکرات احتمالا خواب روزی را می بینید که او اشتباها این کلمه از دهانش بیرون بپرد. وضعیت دیگر کشورهای دنیا که مشخص است. این اقدام، یعنی تهدید به حمله هسته ای، آینده هر بازیگری را در جهان سیاست نابود می کند. اما در مسئله دوم یعنی توانایی اتخاذ تصمیم، در شرایط کنونی که غرب آسیا به ویترین شکست های پی درپی آمریکا و متحدانش تبدیل شده است و مقامات و صاحب نظران آمریکایی بی وقفه و با صراحت به ناتوانی آمریکا در مقابله با ایران اسلامی اعتراف میکنند، به ویژه بعد از ضرب شست مقتدرانه ایران در انهدام پیشرفته ترین پهپاد جاسوسی آمریکا، در اتخاذ تصمیم برای پاسخ به حمله نظامی متعارف عاجز و درمانده اند، چه برسد به اینکه توان تصمیم گیری درباره تهدید هسته ای در آنها وجود داشته باشد.

 آمریکا با دریایی از قراردادهای پیچیده و سازمان ها و ساختارهای بین المللی، دنیا را اداره می کند. استفاده از این رژیم های بین المللی قواعدی دارد که مهم ترین آنها همین اصل بازدارندگی است. عدم رعایت این اصل، روابط بین المللی را دچار اختلال خواهد کرد و این برای ایالات متحده ای که دیگر برتری نظامی سابق را ندارد و علاقه ای به برهم زدن نظم کنونی جهان از خود نشان نمی دهد، مطلوب نیست.

پایان فشار بر ایران

طبیعتا اولین رخداد بعد از تهدید هسته ای ایران، نابود شدن توافق هسته ای نیز هست. این به معنای از دست رفتن آخرین نقطه فشار موجود بر ایران است. اگر آمریکا ایران را به حمله هسته ای تهدید کند، هیچگاه در هیچ نهاد بین المللی یا حتی در خلوت خود با هم پیمانانش نمی تواند از مسائل موشکی ایران و سخنی به میان آورد؛ چرا که چنین توانی حتما باید تقویت شود تا بمب افکن ها و موشکهای آمریکایی نیز راهی به خاک ایران پیدا کنند. درباره قدرت پدافندی ایران باید به این موضوع اشاره کرد که کشورها در سراسر دنیا، فناوری های نظامی
خود را بر مبنای تهدیدهای بالقوه و بالفعل، و توسعه می دهند. تهدید به حمله هسته ای، پدافند افسانه ای ایران را به سمت پیشرفت تا مرز جلوگیری از عبور هر پرنده ای و در هر شکلی پیش خواهد برد و مسیر توسعه پدافندی کشور را متحول خواهد کرد.

به هر حال درباره عدم استفاده از بمب اتم به تنهایی می توان کتاب ها نوشت و تشریح کرد که چگونه آمریکایی ها پس از جنگ جهانی دوم در مناقشات و جنگهایی بزرگتره حتی از تهدید هسته ای هم استفاده نکرده اند، به چه برسد به استفاده از ان.

چرا آمریکا وارد هیچ جنگ دیگری هم نمی شود

 در شرایطی که علاوه بر دلایل فوق، دلایل مفصل دیگری وجود دارد که نشان میدهد آمریکا هرگز ریسک جنگ با ایران را نخواهد پذیرفت، ترساندن مردم توسط مسئولان، خیانتی غیرقابل بخشش و و جنایتی علیه روحیه ملی و غرور دینی ماست. وقتی تحلیل یک جریان سیاسی از نتیجه تعامل باغرب اشتباه از آب درآمد، باید شجاعانه آن را اعلام کند، نه اینکه بذر ترس در دل مردم بکارد. چنین اظهارنظرهایی جدا از اینکه غیرشرافتمندانه و مشمئزکننده ترین عمل سیاسی ممکن است، نشان از بیسوادی و نشناختن نظام بین الملل و قواعد موجود در آن دارد.

قبلا تصور می شد این اظهارات به دلیل عدم شناخت برخی اهالی رسانه و با دیپلماسی یا آکادمی های فرسوده ایران، از توانمندی های نظامی کشورشان صورت می گیرد و آنها «اطلاعات» و سواد نظامی ندارند؛ اما کم کم می شود گفت اینان هرچند مانند دانش آموختگان . مستعد کانون زبان به خوبی انگلیسی سخن می گویند. متأسفانه از «سواد» بین المللی کافی برخوردار نیستند. 

1.جنگ، موقعیت سیاسی ما را برخلاف آنان تحکیم می کند.

 جنگ چندساعته اسرائیلی در نوار غزه ، ائتلاف پیروز در کابینه صهیونیستی را متلاشی کرد و رژیم اشغالگر قدس را به بحران سیاسی کشاند. ترامپ به سیاست های جنگ طلبانه اوباما تاخت و شروع جنگ جدید در خاورمیانه به معنای شکست قطعی او در انتخابات بعدی است. باتلاق و جنگ با یمن برای امارات و سعودی، گزارشی جدید سازمان ملل درباره مشارکت قطعی بن سلمان درقتل خاشاقچی و اعتراضات به نحوه عملکرد سلمان و پسرش در کنار اولین ضربه غافلگیرکننده از سوی ایران پایه های حکومت سعودی را به لرزه خواهد انداخت.« جنگ احتمالی با ایران مردم را پشت سررهبر ایران متحد خواهد کرد.» این جمله ای است که همه رؤسای جمهور آمریکایی از انقلاب آن را بیان کرده اند و به معنای درک آنها از تأثیرات شروع جنگ با ایران است.

٢. جنگ نفت را گران می کند.

شروع هرگونه درگیری در منطقه خلیج فارس و دریای عمان قیمت جهانی نفت را افزایش خواهد داد. درکمترین پیش بینی ها با شروع جنگ، این قیمت به مرز ۳۰۰ دلار خواهد رسید. البته راه های فروش و انتقال نفتکش های دشمن برای ما مشخص است. آنچه مشخص نیست مسیرهای فروش و انتقال نفت ایران است.

به هر حال دست کم بیست درصد از اقتصاد جهانی و حدود ۳۵ هزار میلیارد دلار از حجم تجارت جهانی متأثر از این جنگ خواهد بود. آمریکا مجبور به پرداخت هزینه های نجومی در این جنگ خواهد شد و همه اینها به معنای فرصت طلایی برای قدرت های اقتصادی جهان، برای سبقت گرفتن از آمریکا است. بماند که آمریکا اکنون بالغ بر بیست و دو هزار میلیارد دلار بدهی دارد که این مبلغ به اندازه حدود ۱۵ سال بودجه سالیانه آمریکا است.

٣. جنگ ایران و آمریکا بلوک بندی جدیدی در جهان ایجاد خواهد کرد.

 اگر آنها وارد جنگ شوند. ایران تنها علیه آمریکا نخواهد بود؛ بلکه جنگی جهانی رخ می دهد. این جمله را ماهاتیر محمد نخست وزیر کهنه کار مالزی گفته است . نظام آنارشیستی بین الملل برای بسیاری از کشورها غیرقابل تحمل است، اما کسی جرئت اعتراض به هژمونی آمریکا را ندارد. تعداد کشورهایی که مورد تحریم آمریکا قرار گرفته اند به بیش از بیست کشور بالغ شده است، جنگ تجاری با کشور چین را هم به آن اضافه کنید. جدی شدن جنگ با ایران می تواند ظرفیت های جهانی مبارزه با آمریکا را دوباره بیدار کند و دیوار راهنین جدیدی در سراسر جهان با محوریت مبارزه با امپراطوری پوسیده آمریکا ایجاد کند. استفاده از ظرفیت های دشمنان بالفعل آمریکا مثل کره شمالی، کوبا و ونزوئلا در کنار ظرفیت ها و کشورهایی که در آینده جرئت رویارویی با آمریکا را پیدا خواهند کرد، می تواند منافع آمریکا را در سراسر جهان به خطر بیندازد.

۴.برخلاف آنها، ما شرکای واقعی داریم.

آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه ما هیچ شریک واقعی برای نبرد با جمهوری اسلامی ایران در اختیار ندارند رژیم وهابی تکفیری سعودی و امارات همین الان هم برای جنگ با انصارالله یمن از نیروهای مزدورو اجاره ای استفاده می کنند، ما در کل منطقه با دولت ها و گروه های شناخته شده و امتحان پس دادهای همکاری میکنیم، عراق ، سوریه و لبنان و همچنین حزب الله و گروه های فلسطینی چه در غزه و چه در کرانه باختری، حشدالشعبی عراق که خود شامل ده ها گروه مختلف است، دفاع محلی و دفاع وطنی سوریه، گروه های اسلامگرا و خمینیست در افغانستان و گروه های ناشناخته در خود عربستان، امارات، بحرین، کویت و... گرفته تا خود اروپا، آمریکا و حتی داخل رژیم صهیونیستی. مورد آخرهم کشور روسیه است که سابقه همکاری چندین ساله در جنگ با داعش به تحکیم روابط دوجانبه و نزدیک شدن فرماندهان نظامی دو کشور کمک شایانی کرد.

۵. برخلاف ما سلاح های آنها فتوشاپی است.

سرنگونی پهپاد آمریکایی گلوبال هاوک که غیرقابل شناسایی و غیرقابل انهدام معرفی می شد و سرنگونی پهپاد جاسوسی ارتش سعودی در اسمان منطقه والفازها در استان الحدیده با پدافند هوایی انصارالله یمن، آخرین تحولات نظامی منطقه است. هفته گذشته یکی از مقامات آمریکایی قدرت موشکی ایران را فتوشاپی دانسته بود. جالب اینجاست که در همین حال ترامپ از ایران به خاطر منهدم نکردن هواپیمای حامل نیروهای نظامی اش (توسط همین موشک های فتوشاپی) تشکر کرد.

 سامانه گنبد آهنین که قرار بود پشه را پس از ورود بدون اجازه به آسمان رژیم اشغالگر قدس روی هوابزند. از زمان جنگ ۳۳ روزه و بعد از آن در پنج مرحله درگیری با نیروهای مقاومت فلسطینی و موشک پرانی آن هم از نوع فجر به دستمایه ای برای خنده کارشناسان نظامی تبدیل شده است. مسئله نادیده گرفتن توان نظامی دشمن نیست؛ بلکه پایان عصر سلاح های قرن بیستمی است. پیش از این تانک، هواپیمایا بالگرد مهم ترین عناصر هجومی در جنگ محسوب می شدند، اما دیگر این تجهیزات کارایی خاصی ندارند. دو سال پیش با آغاز فعالیت سامانه پدافند هوایی سوریه علیه تجاوزات هواپیماها و موشکهای رژیم صهیونیستی، ناکارآمدی توان هجومی سلاح های آمریکایی به اثبات رسید.

به جز بیشتر موشکهای اسرائیلی، هواپیماهای F۱۶ آمریکایی با سامانه ای معادل سامانه پدافند S۲۰۰ یک بار در آسمان سوریه و یک بار در آسمان رژیم صهیونیستی مورد اصابت قرار گرفت و در اتفاقی نادر، هواپیمای F۲۵ اسرائیل مجبور شد در زمان حمله پشت یک هواپیمای روس پنهان شود که یکی از بزرگترین افتضاحات نظامی قرن بیست و یکم برای یک ارتش محسوب می شد. در اینجا حمله پهپادهای یمنی به خود سامانه پاتریوت هم به عنوان اخرین نمونه مطرح می شود. آنچه به عنوان پیشرفته ترین سامانه پدافند هوایی در دنیا معرفی می شود، نمی‌تواند از خود دفاع کند؛ پس چگونه قرار است از مراکز حساس سعودی و اماراتی حفاظت کند؟ حال کافی است تنها به ۱۶۰ هزار موشک آماده شلیک حزب الله معادل کل موشک های موجود در اروپا و موارد دیگری که مجال ذکرش نیست نگاهی بیاندازیم.

۶. نقاط آسیب پذیرما خیلی کمتر از آنها است.

در صورت وقوع جنگ، آمریکایی ها کجای کشور را مورد هدف قرار خواهند داد. مثلا کدام کارخانه یا کدام پل یا کدام یک از مراکز حساس نظامی؟ هیچ نقطه ای در سراسر کشور وجود ندارد که اهمیت استراتژیک داشته باشد و به سرعت قابل تبدیل به احسن نباشد؛ مثلا فرض کنید موشکهای آنها بر فرض محال از سامانه پدافند هوایی ما عبور کند و کارخانه سایپا را موشک باران کند و این کارخانه را با خاک یکسان کند. تصور اولیه براین است که هیچ کس در ایران از این موضوع ناراحت نمی شود. چراکه کارخانه ای که با دانش فنی موجود در کشور دوباره احداث شود، قطعا از کارخانه فعلی بهتر خواهد بود. تمامی صنایع ما از پتروشیمی گرفته تا فولاد و حتی صنایع نظامی، نیاز به بازسازی جدی دارند. هرگونه تخریب در این صنایع تغییری جدی در میزان سرمایه گذاری مورد نیاز برای افزایش بهره روی آنها ایجاد نخواهد کرد.

آنها در موفق ترین پروژه تخریب خود در قالب برجام، آب سنگین اراک را بتن ریزی کردند، اما آن هم به زودی به دست توانمند متخصصان داخلی بهتر از قبل بازسازی خواهد شد. حالا تصور کنید موشکی به برج دبی اصابت کند یا یکی از ناوهای عریض و طویل آمریکایی در خلیج فارس غرق شود. کارشناسان نظامی هزینه غرق شدن یک ناو آمریکایی را ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده اند؛ یعنی انهدام یک ناو به اندازه کل بودجه کشور ما در یک سال به آنها صدمه می زند. در کنار آنها آرامکوی هزار میلیارد دلاری و فرودگاه های امارات و بندرهای سعودی و از همه مهم تره دیمونا و فرودگاه بن گوریون و هزاران نقطه استراتژیک فلج کننده دیگر را در نظر داشته باشید. درست است که وقوع جنگ برای ما هزینه خواهد داشت؛ اما با هزینه ای که آنها پرداخت می‌کنند، قابل مقایسه نیست. از منابع غیر رسمی اعلام شده است که در لحظه اول جنگ، ایران نزدیک به ۲۰ هزار موشک به اهداف تعیین شده در منطقه شلیک خواهد کرد. یک درصد از این موشکهای نقطه زن غیرقابل رهگیری هم به هدف برسد، در همان روز اول، جنگ تمام خواهد شد.

۷. نفوذ و قدرت منطقه ای ما از دشمن به مراتب بیشتر است.

درست در زمانی که آمریکایی ها ندای الرحیل در سوریه و عراق و افغانستان سرداده اند، سپاه پاسداران به درخواست دولت سوریه در نزدیکی مرزهای این کشور با رژیم صهیونیستی حضور دارد. نیروی دریایی ارتش هم که مرتب به باب المندب ناوگروه اعزام می کند. تکلیف عراق و حزب الله و گروه های فلسطینی هم که مشخص است. دیگر کشورهای همسایه نیز در صورت بروز جنگ با آمریکا چاره ای جز همکاری با ما نخواهند داشت؛ چراکه پس از شروع درگیری هیچ کس دوست ندارد طرف بازنده باشد؛ البته پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس در کشورهایی مثل بحرین، کویت و امارات متحده عربی نیز قابل توجه اند اما ریزترین اطلاعات همین پایگاه ها در اختیار ایران قرار دارد و هدف های مطمئنی برای شروع درگیری با آمریکا و گرفتن تلفات از نیروهای نظامی و جلوگیری از کشتار غیرنظامیان خواهد بود. تفاوت و مزیت حضور منطقه ای ما با آنها در مردمی بودن حضور ماست.

۸.برخلاف ما، دشمن از هر زمان دیگری ضعیف تر است.

 اسرائیل در گرداب محاصره همه جانبه از شمال، توسط حزب الله، از شمال شرقی سوریه ، از شرق گروه های فلسطینی کرانه باختری و از غرب حماس قرار گرفته است. امارات و سعودی در گرداب جنگ با کشور تحت محاصره یمن و در برابر نیروهای انصارالله تا خرخره در باتلاق گیر افتاده اند و در استان جنوبی سعودی، جولانگاه انصارالله شده است.

در آمریکا هم کسی با جنگ با ایران موافق نیست و قطعا هیچ اجماعی برای جنگ با ایران توسط آمریکای بی حیثیت شکل نخواهد گرفت. در مقابل وضعیت ما در حال عادی شدن است و بحران های مالی و ارزی سال گذشته مهار شده اند.

۹. ایران برخلاف آنها از وسعت زیاد و عمق استراتژیک برخوردار است.

چند مرکز نظامی در اسرائیل باید سقوط کند تا بگوییم اسرائیل نابود شد؟ مساحت سرزمین های اشغال شده چند کیلومتر مربع است؟ چند مقر اصلی فرماندهی در سعودی یا امارات وجود دارد؟ سران این رژیم های وابسته با اولین برخورد موشک ها در کنار قصرهایشان بار سفرهمیشگی خود به کاخ هایشان در اروپا را خواهند بست، اما در نقطه مقابل جمهوری اسلامی ایران کاملا آماده هرگونه نبرد کوتاه مدت و بلندمدت است. از سال ها قبل طرحهای دفاع موزاییکی و پدافند غیرعامل در ایران مورد اجرا قرار گرفته است. دشمن باید به ازای تسخیر هرشهر حداقل یک لشکر و به ازای تسخیر  هرروستا یک تیپ نیرو وارد منطقه کند. با یک حساب ساده معادل حداقل دو و نیم میلیون نیروی نظامی برای جنگ با ایران لازم است، البته شهرهای بزرگ را باید جداگانه مورد محاسبه قرار داد. به علاوه عقبه استراتژیک ایران در عراق و سوریه را هم در نظر بگیرید و افغانستان و پاکستان را هم فراموش نکنید.

۱۰ به کوری چشم دشمنان، ما موشک داریم.

موشک هایی که در زمین و هوا و دریا تمامی رکوردهای جهانی را جابه جا کرده اند، به معنای قدرت ضربه زدن به دشمن از هزاران نقطه نامعلوم، از دل خانه ای در روستا گرفته تا زیرزمین یا حتی زیر دریا است. موشک با کمترین هزینه از نیروهای دشمن تلفات می گیرد، تجهیزات جنگی آنها را نابود و طرح های نظامی دشمن را مختل می کند. موشک های نقطه زن ماکه چند سال پیش انفجار یکی از آنها تهران را لرزاند، چه بلایی بر سر پایگاه های نظامی آمریکا، شهرک های صهیونیست نشین و کاخ های شیوخ تروریست سعودی خواهد آورد؟ 

11. برخلاف آنها، ما از هر زمان دیگری برای جنگ آماده تریم.

 ماهیچگاه به این اندازه آماده جنگ نبوده ایم. هنوز فرماندهان نظامی زمان دفاع مقدس در سپاه و ارتش حضور دارند و این به معنای وجود عنصر تجربه در ساختار نظامی کشور است. خدارا شکر که در آن زمان به فرماندهان کم سن و سال و جوان اعتماد شد و اکنون بیشتر فرماندهان سپاه و ارتش سابقه حضور در قرارگاهها، فرماندهی لشگریا حداقل سابقه فرماندهی عملیات در زمان جنگ را دارند.کارشناسان نظامی و اهل فن میدانند سابقه حضور در میدان جنگ برای پیشبرد نبرد تاچه اندازه مؤثر است؛ اما عموم فرماندهان آمریکایی و صهیونیستی و برده های سیاسی آنها در حاشیه خلیج فارس یا عموما هیچ گاه در جنگ واقعی حضور نداشته اند یا با شرکت در معدود جنگ های نیابتی در سالهای اخیر، طعم شکست را چشیده اند. در خصوص کادر جدید و جوان نظامی ایران هم باید به جنگهای اخیدر سوریه و عراق و تجربه حاصل از آنها برای نیروهای جدی شهادت طلب سپاه، ارتش و حتی نیروی انتظامی اشاره کرد.

12. آمادگی روحی نیروهای ما برای نبرد با آمریکا و اسرائیل با روحیه آنها قابل مقایسه نیست.

 جنگ با امریکا؛ چراکه نه؟ از چه چیز این دشمن باید ترسید؟ از ناوهای عریض و طویل آن که هدفی آسان برای موشکهای برد کوتاه ما هستند؛ از پهپادهای فوق پیشرفته آن که حتی یمنی ها آنها را روی هوا شکار می‌کنند؛ از هواپیماهای جنگنده آنها که با پدافند از دور خارج شده سوریه هم قابل انهدام است یا از نیروی زمینی آنها که هنوز پوشکشان را در عراق و افغانستان عوض نکرده اند. در مقابل، بیشتر جوانان و حتی نوجوانان ایرانی در آرزوی جنگ با اسرائیل و در رؤیای شهادت اند.

۱۳. خداحافظی با امپراطوری پوسیده آمریکا و سلام به ابرقدرت جدید.

شک نکنید جنگ با جمهوری اسلامی ایران آخرین رخداد سیاسی رژیم صهیونیستی در کتابهای درسی آینده خواهد بود و آنچنان ضربه ای برپیکر استکبار جهانی وارد خواهد کرد که هرگز کمر راست نخواهند کرد. چه بسا نیروهای مردمی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، فرصت حضور در عرصه سیاست را پیدا کنند و انصارالله کشور حجاز را از دست آخرین بازمانده های عبدالعزیز نجات دهد. اگرچه حتی همین امروز هم رسانه های غربی مثل نیوزویک، جمهوری اسلامی ایران را در کنار چین و روسیه به عنوان قدرت های آینده جهان معرفی می کنند، اما وقوع جنگ، قطعا این روند را سرعت می بخشد. نکته مهم اینجاست که سلاح ها و نقاط قوت استراتژیک متعددی در اختیار ایران است که تنها با وقوع جنگ از آنها رونمایی خواهد شد.

۱۴. قدرت رهبری ما با آنها قابل مقایسه نیست.

 یکی از مهم ترین عناصر تعیین کننده در میدان نبرد، قدرت فرماندهی و رهبری است . از زمان حضور امام خامنه ای به عنوان نماینده بنیانگذار جمهوری اسلامی در وزارت دفاع تا امروز، کسی در میزان تسلط ایشان به مسائل نظامی و استراتژیک تردیدی نکرده است؛ اما در طرف مقابل کسانی قرار دارند که حتی نمی توان تصور کرد در برابر رهبران جبهه مقاومت مانند سیدحسن نصرالله قد علم کنند. واقعیت این است که تنها امید دشمن برای ضربه زدن به ما ایجاد نارضایتی و ازهم گسستگی داخلی است؛ چیزی که با اتحاد مردم در برابر دشمن واحد مسیر بازگشت نیز می یابد. با همه این احوال چرا آمریکا باید با ورود به یک جنگ ازپیش باخته، تمامی سرمایه گذاری چهل ساله خود را نابود کند؟ ما هرگز شروع کننده جنگی در منطقه نخواهیم بود. دشمن ما نیز هرچقدر احمق باشد. این موارد را در کنار نکات آشکار و پنهان دیگرنادیده نخواهد گرفت. پس «جنگ نمیشود».

کلید واژه
آمریکا مذاکره با آمریکا مصطفی فاروئی فیروزی
نظرات